|
ادبی فرهنگی هنری ورزشی اجتماعی
|
|
|
|
||||
درگذشت استیو جابز : مرگ مرشد
دنیای «سیلیکون ولی»
رسانههای دنیا دقایقی پیش (بامداد پنجشنبه به وقت ما – هنگام ارسال این نوشته) اعلام کردند که استیو جابز درگذشته است.
در اعلامیه مختصری که از سوی اپل منتشر شده است، آمده است: اپل یک نابغه خلاق و رؤیایی را از دست داده است و دنیا دچار فقدان یک انسان شگفتانگیز شده است. آنهایی از ما که بخت کافی برای شناخت و کار با استیو جابز را داشتند، یک دوست عزیز و مربی مشتاق را از دست دادهاند. استیو از خود شرکتی به جای گذارد که فقط خود او میتوانست، ایجادش کند و روح او برای همیشه در مؤسسه اپل خواهد بود.
در هنگام مرگ دوستان و خانواده جابز در کنارش بودند و او با آرامش درگذشت. به عنوان یک وبلاگنویس و یک مشتری محصولات اپل، درگذشت جابز در این ساعات بامداد غمزدهام کرده است. اطلاع من از این خبر به واسطه یکی از محصولات اپل صورت گرفت: آیپد، تبلت پرتابل و فوقالعادهای که حتی در هنگام خواب در کنارم است و صبح، زمانی که زودتر از همیشه از بیدار شدم و تصمیم گرفتم برای گذشت دقایق خبرها را مرور کنم، با ناباوری و در حالی که آرزو میکردم که خبر درست نباشد، خبر فوت جابز را در صدر اخباری دیدم که دقایقی پیش منتشر شده بود. شما حتی اگر یک کاربر ایرانی محصولات اپل باشد و نتوانید از همه قابلیتهای محصولات اپل استفاده کنید و حتی اگر کاربر هیچ محصول اپل نباشید، تأثیر جابز در زندگیتان بایستی کم یا بی محسوس باشد. آیفون و آیپد و آیپاد و مک و iOS و فروشگاه محصولات اپل، شیوه زندگی و نگرش را در این چند ساله تغییر دادهاند. مدیریت و تأثیرات جابز بر اپل، نحوه سرگرم شدن، تعامل ما با کامپیوتر، خرید محصولات موسیقیایی و دسترسی ما را به اخبار تغییر داده است. حتی اگر کاربر محصولات اپل نباشید، باز هم تأثیر جابز از طریق ایجاد حس رقابت و دادن ایده به شرکتهای رقیب، باز هم در زندگی شما رخ مینماید. به راستی بدون آیپد، شاهد مطرح شدن چیزی به نام تبلت بودیم و این همه تبلت متنوع را در بازار مشاهده میکردیم؟ اما تأثیر جابز بر کسانی که در زندگینامه او تعمق کردهاند و همواره سخنرانیها او را دنبال کردهاند، از این هم والاتر است. من در این چند ساله ساعتهای مدیدی سخنرانیها جابز را با دقت تماشا کردهام و در حرکات و شیوه ارائه محتوای او دقت کردهام، همیشه در خیال حتی ملبس به لباسهای محبوب جابز، خود را در حال سخنرانی به سبک و سیاق او دیدهام و آرزو کردهام که قدرت ومهارتی به مانند جابز، در برقراری ارتباط مؤثر حتی در نشستهای کوچک داشته باشم. از سوی دیگر، مداقه در زندگی و کار جابز ما را با تجلی عملی بسیاری از مفاهیم انتزاعی آشنا کرده است: خودباوری، پشتکار، شهامت، عشق به کار و ایدهپردازی و شاید بهتر باشد بگویم رؤیاسازی. بله! جابز یک رؤیاساز به تمام عیار بود، او که فرزند یک مهاجر سوری و مادری امریکایی بود، از همان ابتدا، زندگی سادهای را در پیش رو نداشت. حتی مادر و پدر بیولوژیکاش، او را نخواستند و بزرگ کردن او را یک خانواده مهربان دیگر قبول کرد. اما جابز به رغم این آغاز نه چندان خوب، افکار بزرگی در سرمیپروراند. نه! تصور نکنید که جابز هیچگاه در زندگیاش دچار تزلزل و سختی در مسیر راهش نشد، زمانی او به عرفان هندی علاقهمند شد، زمانی محترمانه عذرش را از اپل خواستند، در آغاز کار او باید در برابر ابرشرکتهای آن زمان قد علم میکرد و خودی نشان میداد، در چند سال اخیر هم او در برابر یک بیماری دشوار با شهامت مقاومت کرد و تا آخرین ساعاتی که توانی در بدن داشت، کار را رها نکرد. برق چشمان استیو، شوق نمایان در حرفهایش، نحوه گام برداشتنهایش در همایشها و اعتماد به نفس فوقالعاده و شیوه مدیریت موفقاش، را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد. آیا ما به مانند استیو میتوانیم به ایدهها و آرزوهای ذهنی خود وفادار بمانیم؟ آیا رؤیاسازی، تخیل، ابتکار و مفهومسازی در اعماق سلولهای خاکستری مغز ما، هنوز مجالی برای خودنمایی دارند؟ یا اینکه ترس از جبر جغرافیایی و واهمه از دشواری عملی کردن ایدهها و ایدهآلها چنان دیوارهای بلندی و رسوخناپذیری هستند که حتی به ما اجازه فکر کردن به یک مبارزه جانانه در زندگیمان را نمیدهند. همه تلاش ما باید این باشد که وقتی به انتهای کار نزدیک میشویم بتوانیم به مانند جابز با رضایت به پشت سر و مسیری که پیمودهایم نگاه کنیم و به جای دریغ و افسوس، به مانند آن ترانه زیبای فرانک سیناترا با خود بگوییم که من در زندگی راه و مسیر خود را رفتهام و علیرغم فراز و نشیبها، مبارزه شخصی خود را کردهام. واکنش شخصیتهای مهم به مرگ جابز: باراک اوباما در بیانهای در مورد درگذشت جابز نوشته است: “او با ساختن یکی از موفقترین شرکت های جهان از پارکینگ خانه اش، روحیه خلاق آمریکایی را به نمایش گذاشت. او با شخصی کردن کامپیوترها و قرار دادن اینترنت در جیب ما، انقلاب اطلاعات را نه تنها قابل دسترسی بلکه شهودی و لذت بخش کرد…. استیو دوست داشت بگوید هر روز را طوری زندگی می کند که انگار آخرین روز زندگی اش است. به همین خاطر، او زندگی را دگرگون کرد، بعضی صنایع را از نو تعریف کرد، و به یکی از نادرترین دستاوردها در تاریخ بشر دست یافت: او شیوه دیدن جهان برای هر یک از ما را عوض کرد.” “جهان یک انسان صاحب بینش را از دست داده است. و شاید هیچ تعریفی بالاتر از این نباشد که بخش بزرگی از جهان از طریق دستگاهی که او اختراع کرد از درگذشت او آگاه شد.” بیل گیتس در بیانهای نوشته است که او و جابز نخستین بار ۳۰ سال پیش یکدیگر را ملاقات کردند و در بیش از نیمی از عمرشان با هم همکار و رقیب و دوست بودهاند. دنیا به ندرت شخصی را شاهد بوده است که به مانند جابز بر او تأثیرگذار بوده باشد و این تأثیرات را نسلهای متعددی حس خواهند کرد. استیو بالمر، رئیس مایکروسافت هم با خانواده و اعضای اپل و همچنین همه اشخاصی که تأثیرات مثبت جابز را در زندگیشان حس کردهاند، ابراز همدردی کرده است. لری پیج، یکی از بنیانگذارن گوگل هم نوشته است که جابز مرد بزرگی با دستاوردهای باورنکردنی و هوشمندی شگفتانگیز بود. پیج نوشته است که تمرکز جابز بر ارتقای تجربه کاربری، همیشه الهامبخش او بوده است. او ضمن همدردی با خانواده جابز و اعضای اپل، از مهربانی جابز با او هنگامی که اورئیس گوگل شد، یاد کرده است. اما پل الن، یکی از ینیانگذران مایکروسافت نوشته است که جابز یکی پیشگامان بیهمتا دنیای فناوری بود و شخصی بود که میدانست چگونه محصولات بزرگ بسازد. مایکل دل، رئیس شرکت دل نوشته است که امروز دنیا یک رهبر رؤیایی دنیای فناوری و یک افسانه نمادین، و خود او یک دوست را از دست داده است. میراث استیو را نسلهای زیادی به یاد خواهند آورد. مارک زاکربرگ نوشته است که: استیو! از تو به عنوان یک معلم و یک دوست متشکرم. از تو به خاطر نشان دادن شیوه تغییر دنیا به وسیله محصولاتت، سپاسگزارم. مایکل بلومبرگ، شهردار نیویورک، نوشته است: امشب، دنیا نابغهای را از دست داده است که از او به مانند ادیسون و اینشیتن یاد خواهد شد. در طی چهار دهه پیش، استیو جابز توانایی دیدن آینده را داشت. او نوشته است که تأثیر جابز ورای گوشیهای هوشمند یا آیپد است، او دانش و توانمندی شکل دادن مجدد به چهره تمدن را داشت. اریک اشمیت، عضو هیئت مدیره گوگل نوشته است که جابز موفقترین رئیس در آمریکا در طی ۲۵ سال گذشته بوده است. او به صورت بینظیری، دریافتهای یک هنرمند را با بصیرت یک مهندش در همآمیخت تا یک شرکت استثنایی را بنا کند. ا یکی از بزرگترین رهبران آمریکا در طول تاریخ بود.
برگرفته از:http://1pezeshk.com
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 18:26 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آیا امسال گرد و غبار نفس
مردم را می گیرد یا راه حلی
برای آن پیدا می شود؟
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 0:59 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هرگز نمي توان
با آدمهاي كوچك
كارهاي بزرگ انجام داد .
سيدرون
+
نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 1:36 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرق بين خوب و عالي
فقط اندكي
تلاش بيش تر است .
كلارنس بيگي مان
+
نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 1:18 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۲اسفند
روز
زبان مادری
مبارک باد.
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 10:47 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پارک زانکوی مریوان (گلزار شهدا) در برهه ای از زمان شخصی خوش فکر و آینده نگر کاری انجام می دهد که از زمانه ی خویش بسیار جلو تر است؛اما سالیان بعد کسانی به ظاهر برای پشرفت و در راه خدمت ، تمام یا بخشی از تلاش های شخص اول را به نابودی می کشانند. پارک ورودی شهر مریوان که سالها پیش احداث شده بود و ورودی شهر مریوان را سرسبز و زیبا کرده بود و حتی در دوران جنگ و خشک سالی مقاومت کرده و تاب آورده بود، نتوانست در برابر بی تدبیری عده ای بی توجه مقاومت کند و بدنه ی زخمی اش هر روز ضعیف تر شده و اکنون تنها تعداد بسیار کمی از درختان آن باقی مانده است. باساختن پمپ بنزین، جایگاه ، شهربازی و ترمینال( پایانه ) و...پارک زیبا و نزدیک شهر که تقریباً تنها پارک نزدیک شهر است که مردم عادی بدون وسیله ی نقلیه می توانستند در ایام مختلف از آن استفاده کنند و حتی مسافران که از راه های دور و نزدیک به شهر مریوان می آمدند می توانستد در آن قدری یباسایند، غذایی میل کنندوسپس برای خرید و غیره به شهر بروند ، دیگر چنین حق انتخابی نخواهند داشت. لازم به ذکر است که موارد فوق الذکر مانند پمپ بنزین، شهر بازی و... برای شهر لازم و ضروری است اما آیا احداث آن ها باید به قیمت تخریب این ثروت ملی و زیبای مریوان باشد؟ آیا در تمام اطراف شهر مریوان هیچ جای مناسب تری برای احداث آن ها وجود نداشت؟ کسی که از کنار این مکان ها رد شده باشد و به زمین های بسیاری که در نزدیکی این مکان ها هستند نظری افکنده باشد می داند که جاهای مناسب تری هم برای این گونه خدمات وجود داشته است. مردو مریوان انتظار داشتندشهرداری با احداث چند دستشویی و تأمین آب آشامیدنی و نو پردازی مناسب این پارک زبیا را قابل استفاده تر گرداند؛امامتأسفانه تصور می شود که عده ای کمر به تخریب کامل آن بسته اند؛ انگار این سرمایه ی با ارزش بسیار ساده به دست آمده که این گونه ساده آن را نابود می کنند. هنوز چند درخت از این پارک باقی مانده ... قدری درنگ کنید، دیگر تیشه به ریشه ی بقیه ی این ثروت زیبا نزنید." جلو ضرر را از هر کجا بگیرید ،منفعت است."
دست نگه دارید!
+
نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 1:27 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فلسطینی ها در کوردستان عراق چه می کنند؟
خبری که از تلویزیون پخش شد این بود،13000فلسطینی در کوردستان عراق اسکان داده می شوند. آیا تعریبی دیگر در راه است؟ این بار خودخواسته و به دعوت کوردها؟ این خبر ذهن را به خود مشغول می کند. در حالی که می دانیم هیچ یک از کشورهای عربی و حتی ایران ،که خود را تنها و بزگ ترین حامی ملّت مظلوم و ستمدیده ی فلسطین می نامد،هیچ گاه خواستار پذیرش فلسطینی ها در کشورشان نبوده اند و کشورهایی که قبلاًپذیرای آوارگان فلسطینی در کشورشان بوده اند خواهان بازگشتن آنان به کشورشان هستند. کوردستان عراق منطقه ای است به دور از فلسطین و حتی همسایه ی آن هم محسوب نمی شود که این احساس همسایگی مسوولان کوردستان را به این تصمیم واداشته باشد. منطقه ی کوردستان عراق با تلاش های شبانه روزی و اهدای شهدای فراوان به آرامشی نسبی دست یافته، با اوضاع فعلی و پس از این تصمیم و با حضور 13000فلسطینی نمی توان اطمینان داشت و هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که این اوضاع به صورت فعلی باقی بماند. درصورت لزوم پناه دادن به اعراب فلسطینی آیا بهتر نبود که در مناطق عرب نشین غرب عراق در همسایگی سوریه یا در مرکز و جنوب عراق که فرهنگ نزدیک تری با مهمانان دارند اسکان داده شوند. آیا یافتن شغل برای این خیل عظیم بی کار باعث افزایش نرخ بی کاری در منطقه ی کوردستان عراق نخواهد شد؟ آیا فکری برای اسکان این 13000نفر شده است؟ آیا ما برای این تعداد خانواده مکانی برای سکونت داریم؟ اگر جواب مثبت است پس چرا تا کنون این مکان ها در اختیار خیل عظیم خانواده های فاقد مسکن و اجاره نشین قرار نگرفته است؟ اگر جواب منفی است آیا ساختن مسکن برای ملت ستمدیده ی کردستان، که با اهدای خون شهدای خود آسایش امروز را برای خود ومسوولین به ارمغان آورده اند ،سزاوارتر نخواهند بود از فلسطینی هایی که کرد ها هیچ نقشی در آواره شدن آن ها ندارند؟ اعراب و ازجمله فلسطینی ها در هنگامی که کوردها در حلبچه شیمیایی می شدندو در مناطق مختلف گرمیان و بارزان انفال می شدندتقریباً هیچ گاه برای حمایتشان کاری نکردند،حتی گاهی انجام دهنده ی این کار ها را قهرمان نامیدند. در حالی کورد ها از زمان صلاح الدین ایوبی برای احقاق حقوق آنان،با تمام مشکلات و مصایبی که خود داشته اند، از هیچ کوششی ابا نداشته اند وبه هر شیوه ی ممکن مانند راهپیمایی،نوشتن مقاله،شعرو داستان و غیره حمایت خود را از مردم فلسطین اعلام نموده اند... این جمع چند هزار نفره که ممکن است درآینده بر تعدادشان نیز افزوده گردد، دارای فرهنگ ها و خرده فرهنگ های متفاوتی با جامعه ی نسبتاً سنتی کردستان هستند،هرچند لزوماً تمام آن ها منفی نمی باشند، ممکن است در آینده باعث پدید آمدن مسایلی شود که حتی نطفه ی بحران هایی در کردستان بسته شود که نتیجه اش متصـّور نباشد. جا دارد مسوولان کوردستان با کارشناسی کردن بیشتر این قضیه اجازه ندهند در آینده مردم کورد،که همیشه در بحران زیسته اند، دوباره دچار چالشی شوند، که نتیجه ی آن غیر قابل پیش بینی باشد.
۲۵/۴/ ۸۸ س.ح.ح
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 3:30 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 10:56 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 1:48 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در عرف کشورها نام هر مکانی را از زبان مردم آن منطقه می پرسند و به صورت سلیقه ای عمل نمی کنند اگر این گونه بود هر کشوری دهها وشاید بیشتر اسم پیدا می کرد؛در حالی که می دانیم چنین نیست. دریاچه ی زریبار هر چند در نظر بعضی ها کوچک هم باشد اما برای مردم منطقه خیلی بیشتر از یک دریاچه ی معمولی است تا جایی که در اشعار شاعران، افسانه ها ولالایی های مادران نیز نمود پیدا کرده است شگفت انگیزاست که عده ای برای تغییر نام خلیج فارس(فارغ از قضاوت در باره ی آن) این گونه به تکاپو افتاده اند اما تغییر نام زریبار برایشان آن اندازه امری بی اهمیت است که خیلی ساده از کنار آن رد می شوند ... این مساله هنگامی بیشتر نگران کننده است که ما مردم مریوان نیز در هنگام نام گزاری هتل ها،مغازه ها، شرکت ها،تیم های ورزشی و... از نام مجعول "زریوار" استفاده کنیم که همانا ستمی نابخشودنی بر آیندگان خواهد بود ...
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 1:21 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تا چه اندازه ملتی قدر شناس هستیم؟ آیا فقط دیدن سیاهی کمکی به بهبود کارهایمان خواهد کرد؟ آیا سپاس و تشکر ما باعث غروردیگران و از دست دادن همان میزان موجود کارها خواهد بود ؟ آیا به صرف این که کسی کاری را انجام می دهد که قانون و عرف برایش معین نموده نباید سپاس گزار بود؟ بیایید قدرشناس باشیم و قدر خادمین را بدانیم .. می گویند: شکر .... پس... خسته نباشید ای کسانی که منافع جمع را بر منافع شخصی وآنی خود ترجیح می دهید مطمین باشید حافظه ی تاریخ بس قوی است ... ..و البته گاه هم می تواند بی رحم هم باشد..
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 2:9 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چند سال قبل در راه سفر به شمال کشور در مسیر خود به استان اردبیل رسیدیم یکی از دوستان در مورد آب گرم های این منطقه اطلاعات جسته گریخته و مختصری داشت، پیشنهاد کرد در این مورد در چند نقطه از اهالی سوال کنیم؛ قبول کردیم پس از جستجو به نام سرعین رسیدیم و این که مناسب ترین گزینه است... خلاصه حوالی نصف شب به سرعین رسیدیم ..تقریباً روستایی متوسط یا حداکثر شهرکی معمولی بود.. که در آن مجموعه ی آب درمانی جدیدالتأسیسی با امکاناتی مناسب ساخته بودند؛ اماسطح شهر! به دور از امکانات یک شهر توریستی با خیابان ها و کوچه ها و خانه هایی ساده و بسیار معمولی.. البته با مسافران و گردشگران نسبتاً زیاد و کمبود مراکز مناسب اقامتی، هتل و... مریوان آن روز هم بدون امکانات رفاهی شهری با گردش گران متوسط و ناراضی از نبود هتل و مراکز اقامتی مناسب که اکثراً برای اقامت دچار مشل می شدند... پس از چند سال دوباره سعادت دیدار از سرعین را یافتیم در بدو ورود با شگفتی به تغییرات روی داده در شهر نگاه می کردیم و در دل آن روز را با اولین دیدارمان مقایسه می کردیم شهری زیبا با هتل های پر شمار و ساختمان هایی زیبا خیابان هایی که از نظافت آن می شد توریستی بودنش را حدس زد با مسافرانی بسیار زیاد و اکثراً راضی از امکانات موجود.. پس از بازگشت به مریوان؛ وضعیت موجود آن را با چند سال پیش مقایسه کردیم تغییرات چشمگیر نبود واقعیّت را بگویم به جز ساختن آن یکی دو هتل و افزایش جمعیت تغییر چندانی نکرده بود تعداد گردشگران اگر کاهش نیافته باشد،افزایش قابل ملاحظه ای هم نداشته.. از سر و سیمای شهر و نظافت سطح شهر هم گمان نمی کنیم بتوان به توریستی بودنش پی برد... تغییرات برق آسای سرعین در این زمان اندک و عدم تغییر مــــــــــــریوان سوالات زیادی در فکرمان ایجاد کرده بود...
+
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 0:39 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شجاعت خود را برای دفاع از مظلومان به کار ببر،نه بر ضد آن ها "مهاتما گاندی"
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 0:22 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 23:22 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به مناسبت روز جهانی ایدز
ایدزایدز (به انگلیسی: [۲]AIDS یا Acquired immune deficiency syndrome) به معنی نشانه های نقص ایمنی اکتسابی میباشد ،یک بیماری پیشرونده علاج نشدنی [۳] و قابل پیشگیری[۴][۵] است ،این بیماری حاصل تکثیر ویروسی به نام اچ آی وی (Human Immunodeficiency Virus) در بدن میزبان است [۶] که باعث تخریب جدی دستگاه ایمنی بدن (معروف به نقص ایمنی یا کمبود ایمنی) انسان میگردد که خود زمینهساز بروز عفونتهای موسوم به فرصت طلب است که یک بدن سالم عموما قادر به مبارزه با آنهاست و در نهایت پیشرفت همین عفونتها منجر به مرگ بیمار میگردد به طوری که بیماری سل عامل اصلی مرگ و میر در میان مبتلایان به ایدز در سراسر جهان است.[۷] در سال ۱۹۸۱ هشت مورد وخیم از ابتلا به بیماری کاپوسی سارکوما، یکی از انواع خوش خیمتر سرطان که معمولا در میان افراد سالمند شایع است، در میان مردان همجنسگرای نیویورک گزارش شد.تقریباً همزمان با این موارد ، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت.با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود ، اما معمولا از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد میکنند.در طی یک سال این بیماری بدون نام، گسترش زیادی داشت تا سرانجام در ۱۹۸۲ آن را ایدز نامیدند. [۴] از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجهها و همچنین برای بهبود آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیضها اول دسامبر هرسال (برابر ۱۰ آذر) به عنوان روز جهانی ایدز معین شدهاست ،هر ساله برای این روز شعاری نیز در نظر گرفته میشود.[۱] ایدز معضلی پزشکی-بهداشتی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن بسیار گسترده است.[۵] در سال ۱۹۹۶، سازمان ملل متحد ایدز را نه تنها به عنوان یک مشکل سلامتی مورد توجه قرار داد بلکه آن را یک مسئله بر سر راه پیشرفت بشری برشمرد.[۸]بیش از ۹۰ درصد موارد آلودگی مربوط به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه است .ایدز در حال حاضر چهارمین علت مرگ و میر بشر میباشد که پیش بینی میشود تا سال ۲۰۱۰ مقام اول را از آن خود نماید.[۳] از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجهها و همچنین افزایش آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیضها روز اول دسامبر هر سال به عنوان روز جهانی ایدز نامگذاری شد و هر ساله برای این روز، شعار خاصی نیز در نظر گرفته میشود ،هدف عمده از این کار این است که به عموم مردم یادآوری شود که HIV از بین نرفتهاست و هنوز کارهای زیادی است که باید انجام شود.[۱] در روز جهانی ایدز مردم لباسهایی مزین به روبان قرمز را بر تن میکنند تا توجه و مراقبت در برابر HIV و ایدز را متذکر شده و به دیگران یادآور شوند که به تعهد و پایبندی و حمایت آنها مورد نیاز است.[۱]
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 23:31 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
| عناوين آخرين مطالب ارسالي |
| Code And Design By : WwW.zrebarnet.blogfa.com |
